سلام بازم بعد یه غیبت طولانی اومدم همیشه دوست دارم این جوری بیام الان با تمام وجودم دلم
میخواد بنویسم حداقل شاید این جوری خودمم از لحاظ روحی روانی سبک بشم. قالب وبلاگم به
توصیه دختر عموم عوض کردم اما خدایی با این قالب فهمیدم دیگه جدا به ساحل تنهایی رسیدم
باور کردم به آرامش رسیدم!!!!!!!!!
تنها تو را ستودم
آن ستودمت که بدانند مردمان
محبوب من بسان خدایان ستودنی ست
من پاکباز و عاشقم
از عاشقان تو
با مرگم آزمای
با مرگ اگر که شیوه تو آزمودنی ست
در پرده غبار دلم را فرو گرفت
تنها به خنده یا به شکر خنده های تو
گرد و غبار از دل تنگم زدودنی ست
تنها تویی که بود و نبودن یگانه است
غیر تو هر که بود
هر آنچه نمود، نیست
بگشای در به روی من و عهد عشق بند
کاین عهد بستنی،این در گشودنی ست
این لحظه های پرشور
این لحظه های ناب
نوشته شده توسط فهیمه در جمعه 14 دی1386 ساعت 7:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
برای دوست داشتنت واژه کم می آورم...برای چشمانت وقتی همه ابرهای عالم در آن جمع میشوند تا ببارند.برای دستانت که وارثان آرامش زمینی خداوند خدایند و برای لبهایت وقتی دوستت دارم را سرود معراج قلب من میسازد....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY